هول...
شنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۰، ۱۱:۳۷ ب.ظ
از روز 7 ام، نه فقط مشک ها؛
که چشمانِ محبّانت هم، خشک می شود!
ای روضه خوان؛
تو بخوان روضه شیرمردان زینب را
بخوان از زبان گرفتن های دردانه
بخوان از عبدالّلهی که یکهو شبِ 5 ام، بردمان تا گ و د ا ل
بخوان از قاسم و قدِّ رشیدش
بخوان از طفلُ الرّضیعُ و حالِ بی حالِ رباب
بخوان از اشبه النّاس بِمحمّد!
بخوان از عمو و چشم انتظاریِ طفلان
بخوان روضه شیب الخضیب و خدّ التّریب را
بخوان و نگاه نکن به چشمان خشک و حالِ مبهوتمان!
تو بخوان...
من اما فقط،
انکار می کنم!!!
از سه روز مانده به تجلّی ِ خدا؛
آب را بستند؛
هول خیام را گرفت!
هول غیر ترس است و خوف
یکهو از پا می افتی!
شیعه هنوز شبِ هفتم هول می کند!
هولِ آب، هولِ محبّت!
دانلود صحبت های حاج محمداسماعیل دولابی
همه این عکس روضه است...

۹۰/۰۹/۱۲
سلام بزرگوار
تسلیت ایام
کوتاه نوشته های زیبایی بود! خدا خیرتان بدهد